این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «قرنطینه نویسی ۲» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
چشمام دیگه مثل گذشته خوب نمی بینه، همهمهی اینجا تمرکز رو ازم گرفته. چشمام رو تنگ تر میکنم بلکه بتونم از بین این همه تشخیص بدمش!
آها اونجاست! مگه چند نفر توی این دنیا هستن که قد بلند،موی فر، لاغر، و سر تا پا مشکی پوشیده باشن؟
میرم جلو... سرش پایینه فکر کنم داره توی گوشیش دنبال یه شماره آشنا میگیرده، هیچ وقت نخواست شمارم رو حفظ کنه البته حق داشت چون هیچ وقت بهش نیاز پیدا نکرده بود... این من بودم که همیشه بهش زنگ میزدم، پیام میدادم و هر لحظه از حالش باخبر بودم...
دستم رو میبرم جلو تا... اما نه! اون برای تو نیست... صدام رو صاف میکنم محکم و با یه لبخند صداش میکنم :)
برمیگرده تو چشمام نگاه میکنه انگار داره گرد پیری این ده سال رو از روی صورتم کنار میزنه تا دخترک زیر این چهره رو بشناسه. بالاخره یادش میفته صدام میکنه: +افروز... _ خودمم :)
هنوز مثل همیشه مثل چت هاش مثل حرف زدن هاش به آخر همه کلماتش "ا" اضافه میکنه همون "ا" دوست داشتنی...
میخوام زبون باز کنم، زبون باز کنم و بگم که چقدر دلم براش تنگ شده چقدر منتظرش بودم، چقدر گشتم اما هیچکس توی دنیا "ا" هاشو مثل تو نمیگفت، میخوام همه شو بهش بگم قد تمام حرفایی که ده سال پیش میتونستم بگم اما نگفتم که صدایی رشته افکارم رو پاره میکنه!
+بابا!
پایین رو نگاه میکنم چشمام به دوتا چشم عروسکی دوخته میشه، دخترک فرفری مویی که بابا صداش میکنه...
حرف هامو قورت میدم، حالا ده سال گذشته و اینبار من میخوام اما دیگه نمیتونم حرفامو بهش بگم...
برچسب:
نویسنده: زهرا جعفری