پاییزی ترین دختر

متن مرتبط با «دوستانه ها» در سایت پاییزی ترین دختر نوشته شده است

روایت تازه از جسارت هایی در باب ارتباط انسانی

  • نیلوبلاگ

    جسارت هایی در باب ارتباط انسانی در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «جسارت هایی در باب ارتباط انسانی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. وقتی تونستی با خوره های ذهنیت مقابله کنیوقتی فرق بین توجیه کردن خوت و دیدن واقعیت رو فهمیدی وقتی یاد گرفتی مرز بین تفاوت دنیای دوتا آدم برداشت های متفاوت شون و بی اهمیتی دقیقا تا ...

    ادامه مطلب
  • جسارت هایی در باب ارتباط انسانی

  • نیلوبلاگ

    وقتی تونستی با خوره های ذهنیت مقابله کنیوقتی فرق بین توجیه کردن خوت و دیدن واقعیت رو فهمیدی وقتی یاد گرفتی مرز بین تفاوت دنیای دوتا آدم برداشت های متفاوت شون و بی اهمیتی دقیقا تا کجاستوقتی با خودت به صلح رسیدی که دقیقا حق داری چقدر بخوای که شکل خواسته هات بشه چقدر به خواسته هات اهمیت بده و چقدر باید شکل خواسته هاش باشی وقتی برای هر نکته کوچیکی که برخلاف میل تو بود حتی با وجود اینکه ظاهرا در موردش حرف زده بودید و حل شده بود شروع نکردی به خود خوری وقتی خواسته هات رو کامل به زبون آوردی اون موقع است که کیفیت رابطه و زندگی تو بالا میبری! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نامهای به دخترم(۶)

  • نیلوبلاگ

    نور دیدهام هرگاه و در هر نقطهای از زندگی زیبایت حس کردی رفتن لازم است حتی لحظهای درنگ نکن! انسان باید سیال و روان و جاری باشد اصلا رفتن برای آدمیزاد است که اگر نه بوی گند مرداب وجودش هوا را مسموم خواهد کرد.دخترکم، رفتن از سخت ترین کارهای زندگیست اما بدان شعف رسیدن به هدف چنان در وجودت رخنه میکند که زهر تلخی جدایی را خواهد گرفت.و من تمام آرزویم این است که نه سدی در مسیر جویبار وجودت بلکه نسیمی باشم همراه و هم گامات... نورِ دیدهی مادر♡ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نامهای به دخترم (۵)

  • نیلوبلاگ

    گل عمر مادر...زندگی را به بهانه زندگی نکش! روزی که حس کردی زندگی چیزی جز یک ماراتن بی پایان نیست بدان این تویی که زنده بودن را با زندگی اشتباه گرفتی.همان لحظه نقطه ایست که باید اندکی درنگ کنی، بایستی ...

    ادامه مطلب
  • مینویسم برای روزهای ۴۳ سالگیام...

  • نیلوبلاگ

    مینویسم برای روزهای ۴۳ سالگیام که یادم بماند اسفند ۲۳ سالگی کاملا در قرنطینه گذشت، که یادم بماند موجودی هزار بار کوچکتر از گرده گل به نام کرونا ویروس زندگیمان را فلج کرد، افسردگی مقطعی به خانوادهه...

    ادامه مطلب
  • نامهای به دخترم (۳)

  • نیلوبلاگ

    نور دیدهی مادر!مهر اعجازیست بس عجیب... انگیزهای شگرف که ناممکن ها را ممکن میکند...مادر که شوی مهر مادریات چنان بر تو غلبه میکند که هرآنچه از خوبی در جهان است را در اعلیترین حد آن برای فرزندت میخو...

    ادامه مطلب
  • نامهای به دخترم (۴)

  • نیلوبلاگ

    تنها امید باقی ماندهی زندگی مادر!قول میدهم نگذارم چشمان نازنینت به روی این همه جنایت باز شود...امضا:مادرت...

    ادامه مطلب
  • نامهای به دخترم (۱)

  • نیلوبلاگ

    عزیزکم لحظاتی در زندگی هستند که به لحظات بازگشت معروف اند!لحظاتی که بوی عطری، شعر آشنایی، چهارخانه پیراهنی، صندلی قدیمیای یا حتی کنارهم قرار گرفتن چند عدد ناقابل تو را به گذشته میبرند.و آن لحظه درست ...

    ادامه مطلب
  • نامهای به دخترم (۲)

  • نیلوبلاگ

    هیچ رابطهای ارزش فرسوده شدن تو را ندارد،هیییچ رابطهای!تو هیچگاه ملزم به ماندن در کنار کسانی که دوستشان نداری نیستی، حتی هیچگاه ملزم به ماندن در کنار کسانی که یک روز دوستشان داشتی هم نیستی.تو به احتر...

    ادامه مطلب
  • بیست و چهار!

  • نیلوبلاگ

    این روزها هرکی رو میبینی حال و هوای اسفند گرفتهاش و بدو بدو میکنه برای رسیدن به ته مونده کارایی که قرار بوده امسال انجام بده،اما بعضی ها هم مثل من اعتقاد دارن که اسفند رو باید زندگی کرد و لذت برو از ...

    ادامه مطلب
  • پنجاه و چهار!

  • نیلوبلاگ

    مثل بغض فروخورده... این ترکیبی ه که مدام توی سرم میچرخه و مثل آدمی که به یک شوک لال شده باشه زبون قلمم نمیچرخه برای ادامه اش! گاهی درمون حال گرفته ات دست خودت نیست اما گاهی درمان همون درده! بیست و دو سالگی ای که بی صدا قدم توش گذاشتم حیرون زندگیم مونده!...

    ادامه مطلب
  • نود و چهار!

  • نیلوبلاگ

    دوست قدیمی، بوی آدامس نعنايي فيک، پیرزن مترو سوار، برگشتن و ترس از موندگار شدنت، (دیگه چجوری میتونم از بهرامی مخفی کنمت؟) رد کم رنگ کرايد اونتوس، و دیگر، هیچ.......

    ادامه مطلب
  • روزشمار بهاری

  • نیلوبلاگ

    امروز رو که بشمری دقیقا نودُ نُه روز مونده به سال جدید، همیشه دم دمای بهار،اونجا که ثانیه ها چسبیده به عطر "یا محول الحال و الاحوال" ،اونجا که عرق پیشونیت از تموم شدن خونه تکونی هنوز خشک نشده،اونجا که...

    ادامه مطلب
  • دوستانه

  • نیلوبلاگ

    امشب فقط می نویسم که چند سال بعد یادم باشه من در چنین روزی مردم بعد از اینکه یه بار با زهرا مردم و زنده شدم حالا امشب نوبت جیگر گوشه ام شده،نوبت فاطمه ام شده من امشب با فاطمه مردم، تا خوب نشه تا سر پا نشه تا از ته دل نخنده دیگه زنده نمیشم لعنت به روزگار لعنتی بعدتر ها نوشتم: لعنت تر به این روزگار لعنتی که نه تنها جفایی که در حق قلبشون کرد رو جبران نکرد بلکه تو کنکور لعنتی تر از خودش هم بد کرد بهشون... خیلی بد...

    ادامه مطلب
  • به بهانه دنج بودن ویونا

  • نیلوبلاگ

    ما اجازه ی خیلی از کارها را به خودمان نمیدهیم! مثلا خیلی پیش آمده این اجازه را از خودمان گرفته باشیم که برای فلانی بنویسیم: "دوستت دارم" ، "دلم برایت تنگ شده" ، "کاش بودی" و ... هیچگاه انجام چنین کارها را از خودتان منع نکنید! بعدتر ها، شاید خیلی بعدتر ها، حسرت گفتن این جمله ها بد جور عذابتان میدهد... گاهی بدون تصمیم گیری حرفی بزنید و به بعدش فکر نکنید! هرچه بادا باد #نرگس_حریری امشب میخواهم به بعدش فکر نکنم و بنویسم که: جای خالی همیشه نبودنت بد جور توی ذوق میزند ببین، میزی که آنسویش تو نیستی، چشماني که قاب نگاهش تو را نميابد، لبخندی که نبودنت را پنهان می...

    ادامه مطلب