پاییزی ترین دختر

متن مرتبط با «چقدر حرف دارم که خالی بشم» در سایت پاییزی ترین دختر نوشته شده است

نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد

  • نیلوبلاگ

    نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد... چقدرررر دلم تنگ شده بود برات دخترکم...اصلا یادم رفته بود که سنگ صبوری به خوبی تو دارم... در زمان حاضر اما بعد از مدتها دوباره به اینجا برگشتم... با کوله باری از بغض... از بغض غلط بودن همیشگی یه جای کار... لنگیدن یه گوشه کار... بر وفق مراد نبودن روزگار و بغض و بغض و بغض...عین روووووز ته این داستان هم برام روشنه اما از ته دل امیدوارم اشتباه کنم؛ هرچند که بعید میدونم چون داره از ته دل ناامیدم میکنه!پ.ن۱: حس احترام و ارزشمندی!پ.ن۲: عنوان از کوه یخ فرزاد فرزین ...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد...

  • نیلوبلاگ

    نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد... در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چقدرررر دلم تنگ شده بود برات دخترکم...اصلا یادم رفته بود که سنگ صبوری به خوبی تو دارم... امروز اما بعد از مدتها دوباره به اینجا برگشتم... با کوله باری از بغض... از بغض غلط...

    ادامه مطلب
  • نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد...

  • نیلوبلاگ

    چقدرررر دلم تنگ شده بود برات دخترکم...اصلا یادم رفته بود که سنگ صبوری به خوبی تو دارم... امروز اما بعد از مدتها دوباره به اینجا برگشتم... با کوله باری از بغض... از بغض غلط بودن همیشگی یه جای کار... لنگیدن یه گوشه کار... بر وفق مراد نبودن روزگار و بغض و بغض و بغض...عین روووووز ته این داستان هم برام روشنه اما از ته دل امیدوارم اشتباه کنم؛ هرچند که بعید میدونم چون داره از ته دل ناامیدم میکنه!پ.ن۱: حس احترام و ارزشمندی!پ.ن۲: عنوان از کوه یخ فرزاد فرزین بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چقدر حرف دارم بزنم...

  • نیلوبلاگ

    یک:من همیشه معتقد بودم آدم نباید به نظر بقیه در مورد خودش خیلی اهمیت بده باید برای دل خودش زندگی کنه، من همیشه سعی کردم به شادترین صورت ممکن که در توانم هست زندگی کنم(حتی اگه اینطور به نظر نرسه)،من هیچ وقت از بلند خندیدن نترسیدم از تیکه شنیدن و تیکه انداختن از شیطنت های دخترونه از همه چیزهای هیجان انگیزی که زندگیم رو برام جذاب میکنه نترسیدم "من از شنیدن لفظ دیوونه حتی نترسیدم" امروز اما در حالی که خودم این حرف ها رو به الهام میزدم ،که از این دوره بحرانی که داره ميگذرونه راحت تر بیرون بیاد ،شک تمام وجودم رو گرفت امروز از بلند خندیدن ترسیدم امروز از شوخی با بچه های دانشکده، که آخرش داشت جدی میشد!،ترسیدم من این ترس رو دوست ندارم من این حس احتیاط رو دوست ندارم من این حس بزرگ شدگی رو دوست ندارم، ...

    ادامه مطلب