_الهام پیام داد از خواب حال بد فاطمه گفت ریشه شو ربط دادم به مناسبت دو شب پیش
_به الهام گفتم دلم شور حلقه پنج تایی رو میزنه و خوشحالم از شور زدنش حتی به گول مالیدن سرش! اما،اما در بی رحمانه ترین حالت ممکن جوابم رو داد اونقدر که اشک هام روونه شد از حرفش... اما من همچنان دلم میخواد شورشون رو بزنه هرچند که هی نیشتر بخوره!
_میخواستم برم "استوری کلوز فرند" بذارم که ترکیب مفاتیحم و قنوت بارونی و از چشم من ببین که چه غوغاست در دلم باشه اما بعد پیش خودم فکر کردم برای کی بذارم؟
واقعا کدوم مخاطب؟ کدوم هاشون هستن که اونجور که باید بتونن بشنون صدای این پیام و بفهمن مفهومش رو و بدونن که لعنتی ها دلم پاره پاره است عین طناب بین مون؟
شاید هم کور سو امیدی داشتم که صدا فریادم رو تنها فرد متفاوت اون لیست بشنوه که چون سرتا پا غلط بود زدم تو دهن خودم!
پس پناه آوردم به اولین و آخرین سرپناه خودم به دل سفید دخترکم
حتی نمخواستم اینجا کامل بگم که چی شده اما حسی اجبارم کردبه گفتن جز به جز شاید لازم باشه بمونه برای پنج سال بعد این رابطه باید حال و روز این روزها ثبت بشه برام تا ببینم تا کی میخوام خودم رو گول بزنم....
_زهرا میخواست تولدم بریم که به قول خودش بکنه از من،من اما میدونستم چقدر سختشه مخصوصا چون مقارن شده به تعطیلی ترم و جدایی چند وقته اش اما از سر مرام یا هرچی میگفت که تو مهم تری امروز که بهش محدوده تایم دادم خیالم راحت شد که اجبار برنامه از رو سرش برداشته شد هرچند که دلم یا بهتر بگم دلِ نفسم چیز دیگه ای میخواست!
_با این اوصاف فکر کنم روز تولدم تنها باشم که اغلب بودم اما نه انقدر عمیق اتفاقی که ازش خوشم نمیاد یه جورایی یاس روز تولد رو برام بیشتر میکنه اما امسال برعکس این تنهایی خود خواسته هم هست پس باید یه جای خوب پیدا کنم براش، نباید حیف بشه،تولد امسال باید متفاوت باشه...
من جمع نقیضین ام!
یا رفیق من لا رفیق له!
پاییزی ترین دختر...ما را در سایت پاییزی ترین دختر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98