نود و پنج

خرید بک لینک
بیا تظاهر نکنیم،بیا با هم رو راست باشیم!

اوضاع خوب نیست،حال هیچ کدوم ما خوب نیست...

تا کی بایستیم و یه لبخند از سر متعادل بودن وضعیت بچسبونيم رو لب مون؟ بذار یه جا فرياااد بزنیم...

اینجا اونجایی هست که باید فریاد زد، من فريادشون میزنم برعکس الهام که تصمیم داره پنج صبح فردا دوباره با ماسک خانوم ادیبان بره بیرون از خونه دنبال کارهاش

اما عزيزکم، دخترکم، پاییزی ترین دخترم حال افروز خوب نیست حال اطرافیانش هم!

نفس افروز امروز بریده شد از تنهایی! از رو به رو شدن دوباره با، با کسی که آرزوی بربادرفته روزهای گذشته و عذابروزهای آینده اشه...

نفس افروز امروز بریده شد از غم الهام! از غمی که میفهمم جنسش رو اما هیچ غلطی نمیتونم بکنم که قد ارزني مفید واقع بشم!

نفس افروز خیلی وقته بریده شده از پاره شدن بند این دوستی! از اینکه نمیدونم زهرا چطور و در چه حاله، از اینکه حق دارم ناراحت باشم و باشیم ازش از اینکه سایه شوم جغد نحس هنووز روی سرمونه و به ملتمسانه ترین حالت ممکن دارم خودم رو نادیده میگیرم و پا میذارم روی خودم بلکه از این باتلاق بتونم بکشم بیرون این رفاقت رو اما نمیشه و هیچ کس نميفهمه! کجا از پا در بیام خدا میدونه...

آره عزيزکم نفس افروز بريد!

بريد از غم و تنهایی و غربت....

بريد از درد رفاقت...

بريد...

بريد از اینکه دلش نمیتونه گرم باشه به آسمون آبی زندگیش...

بريد از اینکه ساختمون گرد خاکستری شده قتلگاه خودش و دلش و آرزوهاش و جوونيش و رفیق هاش...

بريد...

پاییزی ترین دختر...

ما را در سایت پاییزی ترین دختر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 22:15

صفحه بندی